محاسبه درآمد فعالان بازار سهام

ساخت وبلاگ

این وب سایت از کوکی ها برای اطمینان از بهترین تجربه کاربر استفاده می کند. توجه به حریم خصوصی و کوکی ها کوکی ها را قبول می کنند

تنظیمات برگزیده کوکی را مدیریت کنید

از آنجا که نسل بومر کودک به سن بازنشستگی نزدیک می شود ، تثبیت سیستم تأمین اجتماعی ایالات متحده به یک مسئله مهم تر تبدیل می شود. تحقیقات جدید نشان می دهد که خصوصی سازی تأمین اجتماعی ریسکی است که ارزش آن را دارد.

یکی از جنبه های بحث بزرگتر در مورد اصلاحات تأمین اجتماعی ، پیشنهاد سرمایه گذاری بخش متوسطی از صندوق اعتماد تأمین اجتماعی در بازار سهام است. بازده به ویژه بالا در بورس اوراق بهادار اواخر دهه 1990 بحث خصوصی سازی را که از آن زمان خنک شده است (همراه با بازار سهام) نادیده گرفت. قوانین موجود سرمایه گذاری صندوق اعتماد تأمین اجتماعی را به اوراق بهادار خزانه داری ایالات متحده محدود می کند.

تأمین اجتماعی در حال حاضر به عنوان یک سیستم "Pay-as-you-Go" فعالیت می کند که در آن نسل کار امروز مالیات هایی را پرداخت می کند که درآمد آن را برای نسل بازنشسته فراهم می کند. محققان تخمین می زنند که مزایای سالانه موظف به سالمندان تا سال 2018 از درآمد مالیاتی سالانه فراتر می رود و احتمالاً صندوق تا سال 2042 ورشکسته می شود.

بر خلاف سرمایه گذاری در بازار سرمایه ، تأمین اجتماعی نوعی بیمه اجتماعی است و به طور ضمنی برای تضمین حداقل سطح سود برای شرکت کنندگان خود طراحی شده است. با توجه به نوسانات بازار سهام ایالات متحده طی 70 سال گذشته ، این احتمال مشخص وجود دارد که صندوق های تأمین اجتماعی سرمایه گذاری شده در بورس ممکن است ارزش خود را کاهش دهند و برای تأمین سطح اساسی مزایای بازنشستگی ناکافی باشند. در چنین شرایطی ، ممکن است دولت مجبور شود با افزایش مالیات بر نسل های جوان ، کمبود را اصلاح کند ، که اساساً نیاز به مالیات دهندگان موجود را به طور پیش فرض ، تحت تأثیر هزینه های بازنشستگی نسل قدیمی تر قرار می دهد.

یک مطالعه جدید با عنوان "Junior باید بپردازد: قیمت گذاری ضمنی در خصوصی سازی تأمین اجتماعی" توسط جورج م. کنستانتینیدز ، استاد دانشکده تجارت فارغ التحصیلان دانشگاه شیکاگو ، Rajnish Mehra از دانشگاه کالیفرنیا ، سانتا باربارا و یک بازدید کنندهاستاد دانشکده تجارت فارغ التحصیلان دانشگاه شیکاگو ، و جان B. دونالدون از دانشگاه کلمبیا بررسی می کنند که در صورت عدم تحویل بورس سهام ، در صورت عدم تحویل بورس ، چه میزان برای نسل جوان هزینه خواهد کرد.

کنستانتینیدز می گوید: "مطالعه ما به وعده های ضمنی به نسل های آینده نگاه می کند.""قیمت این وعده ها را می توان به عنوان گزینه" قرار داده "مشاهده کرد. ما قیمت این گزینه را به عنوان کسری از تولید ناخالص داخلی یک ساله محاسبه می کنیم و می دانیم که تحت طیف گسترده ای از سناریوها کوچک است."

در بورس سهام ، گزینه ای به عنوان بیمه در برابر کاهش قیمت سهام عمل می کند. در این حالت ، ضمنی ضمنی ضمانت مالیات دهندگان است که حتی اگر بورس اوراق بهادار سقوط کند ، نسل بازنشسته باز هم مزایای تأمین اجتماعی خود را دریافت می کنند.

هنگامی که 20 درصد از دارایی های صندوق اعتماد اجتماعی در سهام سرمایه گذاری می شود ، بالاترین سطح که در حال حاضر مورد بحث جدی قرار دارد ، نویسندگان دریافتند که ضمانت نامه ای که میزان مزایای اجباری در حال حاضر را در 1 درصد از تولید ناخالص داخلی قیمت گذاری می کند. این مربوط به افزایش موقت مالیات تأمین اجتماعی حداکثر 20 درصد است. یک مورد که تنها 90 درصد از مزایای اجباری در حال حاضر را تضمین می کند ، تقریباً 0. 03 درصد از تولید ناخالص داخلی است که نسبتاً بسیار کمتر است.

کنستانتینیدز می گوید: "حتی با توجه به احتمال فاجعه اقتصادی بزرگتر از هر چیزی که در طی صد سال گذشته مشاهده کرده ایم ، گزینه قرار داده شده در واقع ریز است.""در محاسبات ما ، می فهمیم که ترس از خصوصی سازی سیستم توجیه نشده است و نباید مانع از پیشروی سیاستگذاران با اصلاحات تأمین اجتماعی شود."

حق بیمه سهام

اسناد تحقیقاتی تجربی که سهام از نظر تاریخی به طور متوسط 6 درصد بازده بالاتر از اوراق قرضه را به دست آورده اند ، یک دیفرانسیل که از آن به عنوان "حق بیمه سهام" یاد می شود. مسئله اصلی در بحث در مورد خصوصی سازی تأمین اجتماعی این است که آیا سرمایه گذاری مالیات دهندگان در سهام یا اوراق قرضه سرمایه گذاری می کند. با این حال ، همانطور که نویسندگان اشاره می کنند ، مطالعات قبلی در مورد تأمین اجتماعی از مدلهایی استفاده نمی کند که صریحاً بررسی می کند که چگونه سرمایه گذاری صندوق های تأمین اجتماعی در بورس سهام بر حق بیمه سهام تأثیر می گذارد.

کنستانتینیدها ، مهرا و دونالدون در مورد هزینه های احتمالی و مزایای خصوصی سازی در زمینه مدلی که به طور دقیق بازده تاریخی بالاتر از سهام در مقابل اوراق را تکرار می کند ، بحث می کنند. نویسندگان همچنین پس از سرمایه گذاری صندوق اعتماد تأمین اجتماعی در بازار ، تغییرات در توزیع بازده بورس را در نظر می گیرند.

به عبارت ساده ، خصوصی سازی باعث افزایش قیمت سهام می شود زیرا مبالغ قابل توجهی در بازار سرمایه گذاری می شود. بنابراین پیامدهای رفاهی ممکن است گسترده تر از افزایش بازده صندوق تأمین اجتماعی باشد.

مهرا می گوید: "اگر دولت حتی مبالغ نسبتاً کمی در بورس سهام سرمایه گذاری کند ، حق بیمه سهام در واقع کاهش می یابد و باعث کاهش اختلاف بین بازده سهام و بازده اوراق می شود."

نویسندگان این موضوعات را در زمینه یک مدل چرخه زندگی با هم همپوشانی بررسی می کنند ، جایی که هر خانوار سه مرحله دارد. در مرحله اول ، جوانان محدود به وام در حال درآمد هستند اما پس انداز نمی کنند. در مرحله دو ، میانسال با دستمزد دستمزد شروع به پس انداز می کند. در مرحله سوم ، قدیمی ها دیگر دستمزد درآمد ندارند و باید به درآمد بازنشستگی ، از جمله تأمین اجتماعی اعتماد کنند. در این مدل ، پس از ورود به سنین میانسالی ، یک مالیات دهنده جوان به وضعیت دستمزد بالا یا دستمزد پایین دست می یابد ، که از طریق بازنشستگی حفظ می شود. برای برخی از جمعیت بازنشسته ، پرداخت های تأمین اجتماعی ممکن است تنها منبع درآمد آنها باشد.

اگر بخش بزرگی از مالیات تأمین اجتماعی در بورس سهام سرمایه گذاری شود ، پیامدهای رفاهی متفاوت برای نسل های مختلف وجود خواهد داشت. ایجاد چنین سیاست هایی باعث افزایش قیمت امنیتی و کاهش بازده می شود.

کاهش نابرابری درآمد

نویسندگان دریافتند که گروه هایی که به ویژه تحت تأثیر خصوصی سازی تأمین اجتماعی قرار دارند ، سالمندان با درآمد بالا و با درآمد بالا هستند. اگر صندوق اعتماد تأمین اجتماعی یا در سهام یا اوراق قرضه سرمایه گذاری کند ، بر خلاف سیستم فعلی پرداخت شما ، چنین سرمایه گذاری ها باعث افزایش قابل ملاحظه ای قیمت های امنیتی می شود و سهم سود سهام متعلق به مالیات دهندگان ثروتمندتر کاهش می یابد.

تحت یک سیستم تأمین اجتماعی خصوصی ، گروه میانسال با درآمد بالا بیشتر از درآمد تأمین اجتماعی خود را برای به دست آوردن بخش کمتری از این اوراق بهادار قربانی می کند و در نتیجه درآمد کمتری را دریافت می کند. به طور متوسط ، این مطالعه نشان می دهد که درآمد مالیات دهندگان ثروتمند در هر دو سن و سال و پیری کاهش می یابد.

با این حال ، برای کم درآمد کم ، اوضاع بسیار متفاوت است. مشخصات درآمد مبتنی بر سن این گروه نشان می دهد که با افزایش سن ، درآمد به طور کلی کاهش می یابد. علاوه بر این ، این گروه به طور سنتی در مقایسه با همسالان با درآمد بالاتر در بورس سهام مورد سرمایه گذاری قرار می گیرد. برای این گروه ، خصوصی سازی صندوق اعتماد تأمین اجتماعی نشان دهنده هموار سازی مصرف قابل توجهی است و بهزیستی مالی آنها بهبود می یابد.

یکی از توجیهات محبوب ارائه شده برای خصوصی سازی این است که با این امکان که مالیات دهندگان با درآمد پایین تر بتوانند سرمایه گذاری در بورس را از طرف آنها انجام دهند ، نابرابری درآمد قدیمی را کاهش می دهد.

اگر تأمین اجتماعی خصوصی شود ، سرمایه گذاران ثروتمند میانسال تا حدی شلوغ و کمتری خواهند بود که کمتر اوراق بهادار کمتری داشته باشند و همچنین هزینه های بیشتری را برای آنها بپردازند.

برای میانسالی کم درآمد ، بازده بالاتر که توسط بازار سهام سرمایه گذاری می شود ، درآمد و مصرف مورد انتظار آنها را هنگام رسیدن به بازنشستگی افزایش می دهد ، بدون اینکه از میزان مصرف میانسال خود کم شود. نابرابری درآمدی در سن قدیمی کاهش می یابد و بنابراین خصوصی سازی باعث هموار سازی مصرف در گروه های سنی می شود.

تأمین اجتماعی در حال حاضر ثروت بین ثروتمندان و فقرا را مجدداً توزیع می کند ، اما خصوصی سازی بخشی از این وجوه باعث می شود تا به اشتراک گذاری ریسک بیشتر شود و به افرادی که در حال حاضر از بورس سهام خارج شده اند ، به شرکت در و به دست آوردن پاداش های احتمالی اجازه می دهند.

سود صعودی حاشیه ای برای یک مالیات دهندگان میانسال کم درآمد بسیار بیشتر از ضرر برای یک مالیات دهندگان با درآمد بالا است. نویسندگان دریافتند که اضافه کردن این برنامه باعث بهبود سلامت مالی آینده مالیات دهندگان کم درآمد خواهد شد. اندازه گیری رفاه به عنوان ابزار مورد انتظار یک مصرف کننده جوان که به دنبال آن است ، افزایش درصد رفاه در هنگام معرفی PUT تقریباً 3. 4 درصد است.

علاوه بر این ، نویسندگان مزایای رفاهی را برای کسانی که در سیستم پیشنهادی متولد شده اند محاسبه کردند. آیا شخصی متولد شده در این محیط جدید با تأمین اجتماعی خصوصی بهتر است؟نویسندگان دریافتند که جواب مثبت است.

ایجاد چنین سیاست های خصوصی سازی به طور قابل توجهی نابرابری درآمد را در نسل قدیمی کاهش می دهد. مهرا می گوید: "این ممکن است در نهایت بزرگترین استدلال به نفع یک سیستم تأمین اجتماعی خصوصی باشد."

یک دیدگاه تاریخی

سیستم تأمین اجتماعی نیاز به یک چشم انداز بلند مدت دارد که قابل درک باشد ، و بحث در مورد اصلاحات تأمین اجتماعی به طور معمول با فشار بیشتر موضوعات کوتاه مدت محاصره می شود.

کنستانتینیدز می گوید: "تأمین اجتماعی یک مشکل بزرگ است ، اما سیاستمداران می دانند که رأی دهندگان به یک بمب زمانی که ممکن است در 30 سال منفجر شود ، اهمیتی نمی دهد."

نویسندگان پیشنهاد می کنند که بحث در مورد خصوصی سازی تأمین اجتماعی باید احیا شود.

علیرغم مزایای خصوصی سازی تأمین اجتماعی ، مهرا هشدار می دهد که هرگونه افزایش بالقوه بورس سهام به این معنی نیست که دولت باید مالیات تأمین اجتماعی را برای نسل های کارگر کاهش دهد. کاهش مالیات به عنوان بخشی از برنامه خصوصی سازی در واقع راهی برای فاجعه خواهد بود.

در عوض ، مهرا به سیاست گذاران توصیه می کند ، "مالیات ها را یکسان نگه دارید و مقداری از آن پول را در بازار سهام سرمایه گذاری کنید ؛ این یک پیشنهاد نسبتاً ایمن است که باعث می شود همه بهتر شوند."

نتیجه گیری نویسندگان نشان می دهد که ترس از خصوصی سازی تأمین اجتماعی بی اساس است. علاوه بر این ، نویسندگان به اصول اساسی امور مالی برای رنگ آمیزی یک نمونه کارها متعادل باز می گردند.

کنستانتینیدز می گوید: "ما همیشه موعظه می کنیم که سرمایه گذاران باید نمونه کارها خود را با سهام و اوراق قرضه متنوع کنند.""تأمین اجتماعی هیچ تفاوتی ندارد."

گزینه های باینری چیست...
ما را در سایت گزینه های باینری چیست دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مهدی امینی‌خواه بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 5 فروردين 1402 ساعت: 22:30